على محمدى خراسانى
109
شرح رسائل (فارسى)
مايع ديگر « شبهه موضوعيه » 2 - و گاهى نسبت به موضوع التكليف كاملا واقفيم و آن را بتفصيل مىدانيم ولى نسبت به نوع الحكم امر بر ما مشتبه شده باز هم دو مثال ، الف : موضوع كلّى ما عبارتست از مثلا دفن الميت الكافر ولى نمىدانيم خطاب صادره از شارع ادفن است يا لا تدفن ؟ نوع الحكم كه وجوب است يا حرمت بر ما مشتبه است « شبهه حكميه » . ب : موضوع جزئى عبارتست از اين مرئهء خارجيه ولى زوج نمىداند آيا قسم خورده بر وطى اين زن تا واجب باشد بر او وطى و يا قسم خورده بر ترك وطى تا مجامعت با اين زن بر او حرام باشد « شبهه موضوعيه » 3 - و گاهى هم نسبت به نوع حكم و هم نسبت به موضوع آن اجمال و ابهام در كار است يعنى حكم شرعى هم بين احد الامرين مردّد است موضوع حكم هم همچنين ، دو مثال : الف : يقين دارم كه خطابى از مولى صادر شده و حكمى را بر موضوعى بار كرد ولى نمىدانم كه آيا خطاب صادره افعل بود يا لا تفعل ؟ و هركدام كه باشند نمىدانم آيا خطاب به دفن ميت كافر تعلق گرفته و يا به دعا عند رؤية الهلال ؟ « شبهه حكميه » ب : يقين دارم كه قسمى خوردهام ولى نمىدانم آيا قسم بر فعل ذبح خوردهام تا ذبح واجب باشد يا بر ترك آن تا ذبح حرام باشد ؟ و در هر حال نمىدانم كه قسم بر فعل يا ترك نسبت به ذبح اين غنم بوده يا آن غنم ؟ كه شبهه موضوعيه است . در هريك از اين سه صورت گاهى شبهه حكميه است و گاهى موضوعيه 6 * 3 * 2 شبهه حكميه عبارتست از اينكه : اشتباه در نفس حكم شرعى فرعى كلّى است يعنى نمىدانيم كه خطاب صادره از مولى كدام است ؟ افعل يا